مسیر جاری : صفحه اصلی/پرسش و پاسخ/اسلام شناسی
آخرین پرسش و پاسخ - اسلام شناسی

آيا منصوبين رهبر در مراكز مختلف، همانند خود رهبر داراي ولايت هستند؟‎ ‎

«انتخاب» رهبر توسط مردم يا خبرگان، با ولايت و « نصب» منافات ندارد؟‎ ‎

«نصب ‏همه فقيهان جامع الشرايط و حق اِعمال ولايت به صورت مستقل و حق تنفيذ آن ولايت به صورت بالفعل براي ‏آنان»، باطل است؛ زيرا اقدام چند فقيه براي رهبري، سبب هرج و مرج و نابودي نظام ‏مي‌گردد.‏‎...

آیا خطاب‌هاي عام قرآن مانند ”... فاقطعوا أيديهما“(1) و ”... فاجلدوا...“(2) نشان نمي‌دهد كه تشكيل حكومت و انتخاب زمامدار، بر عهده خود مردم است؟

اگر در عصری ، مسلمانان، به ولايت فقيه و منصوب بودن فقها از سوي امام(عج) ‏معتقد نباشند ولی حكومت اسلامي تشكيل دهند، آيا اين حكومت شرعي است؟‎ ‎

اگر فقهای يك عصر، به ولايت فقيه معتقد نباشند، تكليف مردم درباره حکومت اسلامی چیست؟ ‎

ماهيت «بيعت» چيست؟ آيا «قرارداد» است يا «پذيرش»؟‎

اگر مثلا ً با گذشت زمان، ‏توانايي رهبر تنزّل يابد يا توانايي فقيه ديگري بالاتر رود؛ آيا در چنين شرايطي دائمي بودن ‏رهبري، سبب ضعف رهبري نظام نمي‌شود؟‎ ‎

آیا بر اساس «حقوق مشاع شهروندان» نسبت به كشور و آب و خاك، مي‌توان گفت كه رهبر و حاكم ‏نظام، وكيل مردم است؟

ولايت از امور «اعتباري و قراردادي» است و لذا سخن از «كشفِ نصب و ولايت الهي» درست ‏نيست.‏‎ ‎

لازمه «قاعده لطف» و «برهان حكمت»، وجود هدايت علمي و تشريعي است نه نصب والي و حاكم ؛ و اگر هم لازمه آن دو دليل، نصب والي و حاكم باشد، فقط ‏مستلزم نصب امام معصوم (ع) است نه نصب فقهاي...

لازمه ولايت فقيه، «محجوريت مردم» و رشيد ندانستن آنان نیست؟!

ميان فقاهت و ولايت، تلازمي نيست و ولايت فعليّت ندارد و با «انتخاب ‏شرعي» مردم، فقيه جامع الشرايط «ولايت بالفعل» مي‌يابد.‏‎

حكومتى كه بر اساس فقه اداره ‌شود قادر بر ادارهٔ جامعه نيست و فضاى حقوق بشر را ‏تنگ مى‌كند.‏

آيا مقوله سياست و تشكيل حكومت، امري عقلايي است كه دين آن را امضا كرده و يا امري ‏‏تأسيسي و ره‌آورد خود دين است؟

آيا دين به عنوان يك هدف مستقل به سياست پرداخته است يا در حدّ ضرورتي كه زمينه سعادت ‏اخروي باشد؟

آيا اسلام در حوزه اجتماع و سياست، خطوط كلّي را داده يا جزئيات را نيز فرموده؟ خطوط ‏اصلي اسلام درباره سياست كدامند؟‎ ‎

با توجّه به آيات قرآن مثل: ”يزكيهم ويعلمهم الكتاب والحكمة“(1)، ”ليقوم الناس بالقسط“(2)، ”لا ‏إكراه في الدين“(3)، ”ما أنت عليهم بجبّار“(4)، ”لست عليهم بمصيطر“(5)، وظيفه پيامبران، تعليم...

اگر تشكيل حكومت و اجراي دين وظيفه انبياء الهي باشد، حسّ مسؤوليت مردم از بين نمي‌رود؟

امام حسين (ع) نفرمودند من براي تشكيل حكومت قيام كردم، بلكه ‏فرمودند: « براي امر به معروف و نهي از منكر قيام كردم» و امام رضا (ع) نيز از پذيرفتن ‏ولايتعهدي خودداري مي‌كرد و امامان ديگر...

تبلیغات