مسیر جاری : صفحه اصلی/بانک پیامک/مهدوی
آخرین پیامک ها - مهدوی
ای دل بشارت می‌دهم خوش روزگاری می‌رسد
یا درد و غم طی می‌شود یا شهریاری می‌رسد
ای منتظر غمگین مشو قدری تحمل بیشتر
گردی به‌پا شد در افق گویی سواری می‎رسد
خم های خلوص با تو گرم جوشند
مستان شب از ترنمت مدهوشند
وقتی که نماز صبح را می خوانی
از شرم، ستاره های شب خاموشند

هجران جانان تا به چند آن یار کو آن یار کو؟
در جمکران قلب من دیدار کو دیدار کو؟
ای عاقلان دیوانه‌ام، زنجیر زلف یار کو؟
بر شعله های شوق دل، پروانه دلدار کو؟
از نو شکفت نرگس چشم انتظاریم
گل کرد خار، خار شب بی قراریم
تا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو
دیدم هزار چشم در آیینه کاریم
یاسمن چهره بیاراست بیا
شور در گلکده برپاست بیا
ای دوای همه علت ها
دیده از عشق تو بیناست بیا
افسوس که از امام خود دور شدیم
از بهر زیارت رخش کور شدیم
ایراد به دیگری نباید گیریم
از زشتی کار خویش مهجور شدیم
من از حق، بهر دیدارت ای نگارم
همیشه قابلیت خواستارم
زهی اقبال سعدم گر بدانم
که از لطفش قبولم کرده یارم
نمی داند کسی اوصاف یارم
همه عالم بود اضیاف یارم
چه سان شکر خدا باید که باشد
همیشه شاملم الطاف یارم
چو مهر تو ریشه کرده در جان و دلم
شد رشک ریاض جنت این آب وگلم
تو گر چه خطاهای مرا می‎پوشی
اما به خدا ز روی ماهت خجلم
به بالین می‎نهم سر بلکه در رویا تو را بینم
نبینم روی مردم را فقط تنها تو را بینم
اگر از بهر دیدارت تو از من رونما خواهی
بیفشانم سر و جان را به پایت تا تو را بینم
اگر روزی ببینم روی ماهش
دمی افتد به روی من نگاهش
بیفتم به روی پایش همچو سرمه
کشم بر دیدگانم خاک راهش
منتظرم، منتظرم مسافرم زود برسه
یه صبح جمعه تو دعا، مهدی موعود برسه
مهدی جان! وقتی طلوع کنی، نیلوفران سر از سجده برمی‎دارند.
ای قائم آل نور، عطر سبز حضور
تا همیشه صبور می‎مانیم، به هوای ظهور
بی خبر از همه عالم ز تو خواهم خبری
دل خوشم گر ز تو آید خبر مختصری
ای طلوع چشم هایت دیدنی
غنچه لبخندهایت چیدنی
روا بود که گریبان زهجر تو پاره کنم
دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم
ای منتظران مژده که این منتظر آمد
محبوب خدا حجت ثانی عشر آمد
سامرا امشب چه نازی می‎کند
بر زمین ها یکه تازی می‎کند
روز میلاد گل نرگس ز شور
آسمان هم عشقبازی می‎کند
کجاست منتظر تو چه انتظار عجیبی؟
تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی
عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت
چه کودکانه دل سپردیم به بازی قسمت
چه بی خیال نشستیم، نه کوششی نه تلاشی
فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی
اوست که در انتظار تو نشسته تا پرده غیبت را بدری و چهره دل آرایش را به مشاهده بنشینی. او غایب نیست؛ از هر حاضری حاضرتر است، این تویی که غایبی. تو باید حاضر شوی، او منتظر توست.
تبلیغات